اصول گرایی با شاخص شهید بهشتی
*اشاره
ساعت 7 صبح، هفتم تیرماه سال ،60 شخصیتى به همراه 72 تن از یارانش به حقیقت اصلى دست یافت که امام خمینى(ره) پس از شهادتش چنین فرمود: «شهید بهشتى مظلوم زیست و مظلوم مرد و خار چشم دشمنان اسلام بود.» |
 |
با وجود اهمیت ابعاد مختلف شخصیتى شهید مظلوم آیت الله دکتر بهشتى، او که براى ملت ما یک ملت بود، متأسفانه آن گونه که باید درباره زندگى، گفتار و اندیشه آن شهید بزرگوار در سطح آحاد جامعه سخن گفته نشده و همین امر، مظلومیت دوچندان او را که سال هاست از میان ما رفته، نشان مى دهد. یکى از بخش هاى مهم گفتار و اندیشه ها و سیره عملى شهید بهشتى در حوزه مسائل سیاسى و اجتماعى را مى توان در قالب نگاه اصولگرایانه و ارزش مدارانه او به مسائل انقلاب و جامعه ایران اسلامى مطرح کرد. آنچه در پى مى آید، تنها گزیده هایى از جملات مهم شهید بهشتى در این باره است که حاکى از نگاه او به مقوله «اصولگرایى» است؛
* ایمان و هویت انقلابى و اسلامى؛
از منظر شهید بهشتى، کار براى خدا، نیروى محرکه مسئولان در مسیر حل مشکلات کشور است چنان که در همین باره مى گوید: «عالى ترین خواست در انسان، عشق به خدا، عشق به خیر و حق و عدل مطلق است که به دنبال آن، علاقه خدمت به انسان ها خدمت به خلق در راه رضاى خالق را هم مى توان نام برد» و از همین رو هم بود که مى گفت: «آدم وقتى براى خدا کار مى کند، در برابر تمام مشکلات مثل کوه مى ایستد.»
استقامت مثال زدنى شهید بهشتى که بر گرفته از ایمان و اراده الهى اش بود در این گفته او بیشتر مشخص مى شود: «ما زیر بار سختى ها، مشکلات و دشوارى ها قد خم نمى کنیم. ما راست قامتان جاودان تاریخ خواهیم ماند. تنها موقعى سرپا نیستیم که یا کشته شویم یا زخم بخوریم و برخاک بیفتیم، در غیر این صورت، هیچ قدرتى نمى تواند پشت ما را خم کند».
*عدالت محورى
از منظر شهید بهشتى عدالت یکى از مهم ترین اهداف جامعه اسلامى است و عدالت محورى نیز به تبع آن یکى از ملاک هاى یک مسئول صالح در نظام اسلامى و انقلابى.
ایشان با تأکید بر این که فساد نشأت گرفته از بى عدالتى در جامعه است، اجراى اسلام بدون عدالت را ناقص دانسته و اذعان داشتهاند: «عدالت اجتماعى و اقتصادى و سیاسى و عدالت معنوى در جامعه تنها براساس حاکمیت ضابطه ها و صداقت ها به وجود مى آید و نه براساس رفاقت ها و یا رودربایستى ها».
همچنین تأکیدش همواره این بود که «جمهورى اسلامى تا زمانى که موفق به ایجاد عدل اقتصادى و عدل سیاسى و اجتماعى نشود، این بعد از رسالت انبیاى الهى را تحقق نداده است».
*اصلاح طلبى
دکتر بهشتى، اصلاح طلبى و انتقاد پذیرى را یک اصل لازم براى یک مدیر انقلابى مى دانست، آن جا که مى فرمود: «برادران و خواهران، صمیمانه مى گویم که حتى هر نقد تلخ صریحى را هم که مطرح کنید، خوشحال مى شویم، عرض کردم ما با کسى تعارف نمى کنیم البته به شرط این که انتقاد کردن هایمان، انتقاد مخلصانه باشد نه عیب جویى هاى مغرضانه، قصد نیش زدن و هوچى گرى در کار نباشد و قصد بیان کردن نقطه نظرها براى سازندگى کشور باشد.»
او همچنین با نفى تفکرات التقاطى و سازش کارانه، تصریح مى کرد: «باید راهى را برویم که در حد امکان جذب کنیم و در حد ضرورت دفع کنیم؛ دافعه در حد ضرورت، جاذبه در حد اعلاى امکان، این از ویژگى هاى خط امام است. خیلى هم دشوار است آدم توى این خط بیفتد و سازش کار عقیدتى هم نشود.»
با این اوصاف باید گفت از منظر آن شهید والامقام، اصلاحات باید در چارچوب مبانى دینى و انقلابى، تئوریزه شود تا مبادا با خود خطر انحراف و دگراندیشى سازش کارانه به دنبال داشته باشد و این شاه بیت اصلاح طلبى اصولگرایانه است.
*آزاداندیشى
شهید مظلوم با تأکید بر این که انتخاب آزادانه و آزادى از تسلط دیگران، مسیر زندگى انسان را مشخص مى کند و به او انتخاب صحیح را مى آموزد، اظهار مى داشت: «اسلام، انسان را موجود آزاد مى داند و حتى به این موجود آزاد نهیب مى زند که در هر شرایطى که هستى، توقف نکن، بمیر یا بمیران یا لااقل هجرت کن، به هر حال تسلیم محیط فساد نشو.»
*شکوفایى اقتصادى
کسانى که از نزدیک او را و افکارش را مى شناختند، بر این نکته هم عقیده بوده اند که هیچ چیزى، شهید بهشتى را به اندازه اى که مى فهمید، «انسانى گرسنه سر به بالین گذاشته» ، رنج نمى داد، از این رو دغدغه عجیبى در شکوفایى اقتصاد کشور و رفاه نسبى مردم داشت، مى گفت: «اگر در یک جامعه به هر کس، ابزار کار بدهند، حکومت امکانات رشد استعدادها را فراهم کند و در عین حال سرمایه دارى و مالکیت شخصى را هم آزاد بگذارد و... در چنین جامعه اى سرمایه دارى بزرگ شخصى پیدا نمى شود.»
همچنین مى گفت: «مى خواهیم کشور را رو به غناى اقتصادى بیشتر جلو ببریم... امروز روز کار است و تنها روز حرف نیست. امروز باید همه نیروها را بسیج کنیم براى عرضه کردن عینى نظام اسلامى.»
*خودباورى و اعتماد به نفس
معتقد بود، هیچ مسلمانى حق یأس و نومیدى ندارد. او خودباورى و اعتماد به نفس و نشاط را از جمله خصایص یک مسلمان مبارز مى دانست، آنجا که توصیه اش به جوان روزگار خود و جوان امروز انقلاب این است: «اگر در دام سختى ها گرفتار آمدى، نومید مشو و دست از تلاش مکش، حرکت کن و از خدا بخواه، زیرا تو هرگز نمى توانى پیش بینى قطعى کنى که راهى به سوى خلاصى از این سختى ها ندارى.» و نیز مى گفت: «یک مسلمان آگاه در برخورد با مکتب هاى فکرى و فلسفى و اجتماعى نو، نه وحشت مى کند و نه خودباخته و تسلیم است و نه تحجر نشان مى دهد، بلکه موضع گیرى منطقى و آگاهانه دارد.»
از دیدگاه شهید بهشتى، خودشناسى و دیگرشناسى، پله نخست خودباورى است، کما این که به همین منوال هم خودباورى پله نخست جهش انسان در ابعاد دنیوى و اخروى است و اعتماد به نفس گوهرى است که ملتى را از انفعال و درماندگى نجات مى دهد.
*اصولگرا مثل بهشتی
صدای سیدمحمد حسینی بهشتی با آن طنین نافذ و دلنشینش هنوز هم در گوش و جان تازه است. «من تلخی برخورد صادقانه را بر شیرینی رفتار مجامله آمیز و منافقانه ترجیح میدهم». شاید ماجرا از همین جا آغاز شد. شاید هم آنجا که حساب خود را با احزاب و گروهکهای سیاست زده و قدرت محور جدا کرد و گفت «ما شیفتگان خدمتیم نه تشنگان قدرت».... آنچه امروز باید گفت این است که بهشتی شخص نیست، شخصیت است، شاخص و تراز است؛ تراز جبهه بزرگ اصولگرایی (تمام اصحاب انقلاب) در برابر جبهه ماتریالیسم و جریان سکولارـ لیبرال. بهشتی اما تکلیفش با ولایت، دیانت، عدالت، خدمتگزاری به مردم و استکبار کاملا روشن بود.آیا به راستی غیر از این است؟!
تهیه و تنظیم: سید مهدی موسوی
انتهای پیام
|